لهلایهن چالاكانی سیاسیو رۆشنبیری رۆژههڵات
پلانی سهرهتایی "بهرنامهی ستراتیژیكی بهرهی نهتهوهی كوردستان"ئاشكرا كرا
هاوپێچی راگهیهندراوێك پلانی سهرهتایی "بهرنامهی ستراتیژیكی بهرهی نهتهوهی كوردستان"له لایهن گرووپێك له چالاكانی سیاسی و رۆشنبیری رۆژههڵاتی كوردستان ئاشكرا كرا.
ئهم پلانه كه لهلایهن گروپێك له چالاكانی سیاسیو رۆشنبریی كوردستان له ژێر ناوی"شۆرای هاوئاههنگی گرووپ و حزبه سیاسیهكانی رۆژههڵاتی كوردستان-تهشكیلاتی ناوخۆ" ئامادهكراوه ههڵگری كۆمهڵێك رێو شوێنی ستراتیژییه بۆ هێنانه ئارای بهرنامهیهكی ستراتیژیك بۆ پێكهێنانی"بهرهی نهتهوهیی كوردستان".
لهو پلانهدا كه وێنهیهكی دهست رهوانیوز كهوتووه، بهرپرسایهتی، ئامانج، بهرنامهی ستراتیژیك، پێناسهی بهرهی نهتهوهیی كوردستان، پێویستبوونی پێكهێنانی بهرهی نهتهوهیی كوردستان و تایبهتمهندییهكانی ئهو بهرنامهیهو چهند تهوهرێكی دیكه خراونهته روو.

اوليه
"برنامه ريزي استراتژيك جبهه
ملي كردستان
" منتشر شد .اين طرح كه توسط
گروهي از فعالان سياسي و روشنفكري
كردستان تحت نام
"شوراي هماهنگي گروه ها
و احزاب سياسي شرق كوردستان
- تشكيلات
داخلي
" آماده و منتشر شده است حاوي
مطالب بسيار مهمي در زمينه طرح يك
برنام ه ريزي استراتژيك براي تشكيل يك
"
جبهه ملي كردستان" ي است.
برنامه ريزي استراتژيك
جبهه ي ملي كردستان
رسالت جبهه ي ملي كردستان
-براي هم سطح كردن تئوري(نظريه) و پراتيك(اقدام)
-براي پاسخ دادن به مساله اي بديهي اما ضروري كه همواره به اشتباه پس زده ايم و به كتمان فروبرده ايم
-براي آنكه علايق گروهي،حزبي و سازماني،
"حق تعيين سرنوشت ملت كرد" را تحت الشعاع خود قرار داده و از ديده
ها پنهان نموده است
-براي در مدار قرار دادن بنيادي ترين حق ملت ها براي ملت ها به صورت عام و ملت كرد به ويژه
-براي پرده برداشتن از حقيقتي كه همواره براي ما نامريي نگاه داشته شده است
-براي از ميان برداشتن شكاف هاي سياسي بي حاصل و نابودگر
-براي درك مبارزات سياسي مدرن و سياست شناسي استاندارد
-براي گذار از چند دستگي ها و ورود به ائتلافي نوين حول محور
"حق تعيين سرنوشت"
-براي ارجاع به مفاه م ي مقدس آزادي،برابري و عقلانيت
-براي از ميان برداشتن تظاهر به برآوردن اميدهاي كساني كه زير سلطه اند اما از طريق سازش با قطب هاي ديگر سلطه
بر آنان مهار
مي زنند
-براي نقش آفريني ملت كرد در سازوكارهاي سيستم
_جهان
-براي پويايي در ساختاري فراگير
-براي رهايي از ديگر
_هويتي
-براي رهايي از سلطه،اسارت و آرزومندي هاي جمعي متفاوت و ويرانگر
-براي ايجاد همبستگي و گذار از حميت حزبي و گروهي و فرقه اي به وحدت ملي
برنامه ي استراتژيك جبهه ي ملي كردستان
برنامه ريزي استراتژيك براي تشكيل جبهه ي ملي،در واقع، فرايندي است كه از آن مي توان براي
هدايت و پيش برد برنامه ها و فعاليتهاي احزاب كردستاني با افق ديد بلندمدت و محوريت بخشي به
مبارزات در جهت تحقق هدف نهايي كه همانا دستيابي به
"حق تعيين سرنوشت" است بهره گرفت.
از آنجا كه اكثريت قريب به اتفاق جنبش هاي رهايي بخش ملي، با تشكيل جبهه ي ملي براي
رهايي، و درجهت دستيابي به اهداف و تحقق ماموريت سازماني بهره مي گيرند برنامه ريزي در
جهت تشكيل ملي اگر به درستي تدوين شود، به انتخاب استراتژي هايي منجر مي شود كه درصورت
اجراي درست و بهنگام، دستيابي به هدف نهايي را در واپسين گام محقق مي سازد.
برنامه ريزي استراتژيك با بررسي فضاي خارجي و داخلي سازمان، فرصتها و تهديدهاي محيطي و
قوتها و ضعفهاي داخلي را شناسايي و با لحاظ نمودن مسووليت نهايي جبهه ي ملي به عنوان هدف،
اهداف بلندمدت براي جبهه تنظيم و براي دستيابي به اين اهداف، از بين گزينه هاي استر اتژيك
اقدام به انتخاب استراتژي هايي مي كند كه با تكيه بر نقاط قوت و بهره گرفتن از فرصتها، ضعفها را از
ميان برداشته، تهديدها را تبديل به فرصت، تهديدهاي غير قابل تغيير را خنثي و با اجراي درست
سياست ها، موفقيت جبهه ي ملي را در دستيابي به
"حق تعيين سرنوشت" تضمين ومي نمايد.
در عصر كنوني كه هر مجموعه(اعم از كشور، ملت، حزب، گروه، تشكيلات و سازمان ) با هر اندازه
اي، با تغييرات و تحولات شتابان روبروست و بايد فعاليتهاي خود را به گونه اي برنامه ريزي و
مديريت كند كه در محيط پرتلاطم، موقعيت خود را حفظ و آن را بهبود ببخشد . باتوجه به مفهوم
برنامه ريزي استراتژيك، به نظر مي رسد برنامه ي تشكيل جبهه ي ملي كردستان، بهره گيري از اين
نوع برنامه ريزي است چرا كه از يك سو، آينده نگر بوده و ازطريق پيش بيني تحولات آينده،
اقدامات مناسب را تنظيم مي كند و از ديگر سو، گرايش به محيط داشته و ارتباط تنگاتنگ با آن دارد
و از اين لحاظ مي تواند به سرعت از تغييرات محيط را درك، و كنش مناسب و بهنگام نشان دهد.
بنابراين براي ملتي كه با شرايط عصر كنوني مواجه بوده و به پيروزي،تداوم و تثبيت زماني و مكاني
مي انديشد تشكيل جبهه ي ملي و برنامه ريزي استراتژيك براي دستيابي به هدف نهايي، دو روي
يك سكه محسوب مي شوند.
تعريف برخي مفاهيم اوليه:
• تعريف برنامه :ب رنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است.
شر ح :
ب رنامه خروجي فرايند برنامه ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه پيش از اتخاذ هر تصميمي
آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي يابد. برنامه ها تهيه شده و اجرا مي گردند.
• (U goals) آرمان ها U
تعريف :
معادل با واژه هدف است و ممكن است به جاي يكديگر استفاده شوند.
• 2. (U Strategies) استراتژي ها U
تعريف :
جهت حركت و سمت و سوي ديدگاه هاي سازمان با توجه به شرايط محيطي . برنامه، الگوي رفتاري،
پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاه ها و جهت حركت سازمان را نشان مي دهد.
• 3. U (U Objectives) اهداف
تعريف :
منظور، خواست، قصد يا آرمان مشخص.
• 4. U (U Threats) تهديد ها
تعريف :
عوامل يا وضعيتهاي برون سازماني هستند كه بر سازمان تأثير منفي و نامطلوب دارند (مي توانند داشته باشند) يا
آن را از انجام وظايف يا مأموريتش باز مي دارند (مي توانند بازدارند).
• 5. (U Vision) دورنما U
تعريف :
توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژي هاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و
منابع سازمان، دورنماي موفقيت سازمان ناميده مي شود.
• 6. (U Opportunities) ر فصت ها U
تعريف :
عوامل يا وضعيتهاي برون سازماني كه بر سازمان تأثير مثبت و مطلوب دارند (مي توانند داشته باشند ) يا آن را
در انجام وظايف يا مأموريتش كمك مي كنند (مي توانند كمك كنند).
7. (U Mission) مأموريت U
8. (U Weaknesses) نقاط ضعف U
تعريف :
كاستي هايي كه در سازمان وجود دارند و توان آن را در انجام وظايف يا مأموريتش كاهش مي دهند.
9. (U Strengths) نقاط قوت U
تعريف :
قابليت هايي كه در سازمان وجود دارند و به آن در انجام وظايف يا مأموريتش كمك مي كنند.
تعريف جبهه ي ملي كردستان:
جبهه ي ملي كردستان، ائتلافي يكپارچه از احزاب كردستاني است كه در عين گوناگوني اعتقادات در سطح ابزاري و
ايدئولوژيك، داراي يك هدف مشترك به نام
"حق تعيين سرنوشت ملت كرد " هستند و در ائتلاف خود، "اصل هم
پاياني
" را پذيرفته و به ضوابط مصوب يكديگر در چارچوب ائتلاف،احترام مي گذارند .(منظور از اصل هم پاياني در
اين نظريه، هدف نهايي مشترك كليه ي احزاب كردس تاني يعني
"حق تعيين سرنوشت ملت كرد " در عين
متقابل اعتقادات و ايدئولوژي هاي احزاب عضو ائتلاف و همكاري با احزاب غير عضو جبهه ي (
Telorance) رواداري
مي كردستان اما داراي هدف
"حق تعيين سرنوشت ملي" است. هم پاياني در معناي علمي آن، نظريه سيستم هاي باز
است كه برتا ن لفي آن را بيان داشته است به عقيده ي او نتايجي را در بر داشته است كه علاوه بر تبيين خصوصيات
ارگانيسم هاي زنده بسياري از تناقص هايي را كه قبلا
" در توجه مكانيستي موجودات زنده وجود داشته نيز حل كرده
است . يكي از پديده هايي كه با مكتب ارگانيستي قابل تو جيه مي اش بد پديده همپاياني است . مفهوم همپاياني به معناي
اين است كه سيستم مي تواند با شرايط اوليه و از طرق متفاوت به نتايج نهائي يكساني دست يابد .
در توجه به ارگانيسم به عنوان يك سيستم باز تنها شرايط اوليه نيستند كه حالت سيستم را در هر لحظه تعيين مي كنند
بلكه بر اساس شرايط رشد و تكامل جاندار كه او در اين مسير پيچيده رشد ونموطي مي كند و همچنين چگونگي ارتباط
و مبادلاتي كه با محيط خود دارد ، همه اين عوامل در حالت نهائي موجود زنده تاثير گذار است . نظريه سيستم هاي باز
و خاصيت هم پايا ني كه در مورد آنها قابل توجيه مي ا بشد ، ضمن حل بسياري از مسائل خود نيز پرسش هايي را مطرح
نموده كه از لحاظ فلسفي بسيار حائز اهميت است ، از جمله اينكه شخص از خود مي پرسد : چرا ار كانيسم هاي زنده
داراي خاصيت هم پاياني هستند ؟ برتالنفي در پاسخ به اين سئوال چنين مي گويد :
" يكي از خصو صيات عمده سيستم
هاي زيستي هدف گرائي و آرمان مندي آنها است . يعني اينكه ارگانيسم زنده همواره سعي در رسيدن به هدفي را دارد .
تحقق هدف و مقصود هر موجود زنده از راههاي مختلف نه از طريق يك مسير مشخص همانند آنچه كه در سيستم هاي
بسته مطرح است .
" امكان پذير است . بطور مثال يك زبان بيگانه را به طرق مختلف مي توان آموخت يا اينكه يك
محصول صنعتي را با استفاده از مواد مختلف و روش هاي متفاوت مي شود توليد نمود . اين مسئله بر خلاف نظريه روابط
علت و معلولي ساده است كه از علوم فيزيكي ناشي مي شودو معتقد است كه هميشه يك بهترين راه براي ر سيدن به
اهداف وجود دارد) .
مفهوم ائتلاف از نگاه جبهه ي ملي كردستان
از نظر اصطلاحي توافقي ميان دو يا چند طرف براي حمايت از يكديگر به منظور پيشبرد منافع (
alliance )« ائتلاف » .
متقابل است. ائتلاف ها داراي اشكال مختلفي همچون دو جانبه و چند جانبه، سري و علني، س اده يا داراي سازمان
پيچيده؛ و كوتاه مدت يا درازمدت مي باشند. همچنين كاربرد ائتلاف در دو سطح سياست داخلي و بين المللي رايج
است.منظور از ائتلاف همبستگي و همكاري چند كشور،گروه،حزب يا سازمان مختلف براي نيل به يك يا چند هدف
مشترك است. ائتلاف زماني شكل مي گيرد ه كچند گروه عمدتا همفكر براي تحقق اهداف مورد نظر با هم به همكاري
بپردازند.گروه هاي عضو ائتلاف ممكن است براي همكاري با هم يك موافقتنامه رسمي امضا كنند يا اين كه بدون
وجود هرگونه توافق مكتوب در پي تحقق اهداف مورد نظر برآيند.
چرايي لزوم تشكيل جبهه ي ملي كردستان:
-مديريتي توانمند و جامع مركب از احزاب كردستاني است كه تمام تلاش خود را بر محور
"حق
تعيين سرنوشت ملت كرد
" متمركز نموده اند.
-خود را با تغييرات پيش بيني شده محيط تطبيق مي دهد.
-با استفاده از فرايند برنامه ريزي استراتژيك، يك نگرش و تجزيه و تحليلي مناسب و متناسب با
اقتضائات زماني و مكاني به آن ارايه مي كند
شرايط فعلي سازمان را درست با توجه به مصالح ملت كرد تبيين و عوامل كليدي موثر بر موفقيت
آن را شناسايي و عملياتي مي كند.
-نگاه به آينده دارد و تمركز بر آينده در آن پيش بيني شده است.
-به اين مساله توجه دارد كه جهان بعداز
5 الي 10 سال چه تفاوتهايي با اكنون خواهد داشت و به
دنبال خلق آينده ي ملت كرد بر پايه ي آن چيزي است كه احتمال مي رود در آينده ايجاد شود.
-برمبناي تجزيه و تحليل روندها و سناريوهاي پيش بيني شده براي گزينه هاي ممكن در آينده است
و نيز برمب ا ني تجزيه و تحليل داده هاي داخلي و خارجي است.
- متمايل به ايجاد تصويري بزرگ اما واقعي از آينده چارچوب سياسي و سرزميني كردستان است.
- خود را با جغرافياي سياسي و سرزميني كردستان تطبيق مي دهد، زمينه اي براي دسترسي به هدف
"حق تعيين سرنوشت ملي" ايجاد و چارچوب و جهتي براي خود مهيا مي سازد تا به آينده ايده آل
خود دست يابد.
-چارچوبي به وجود مي آورد كه با تجزيه و تحليل كامل جغرافياي سياسي و سرزميني كردستان،
محيط داخلي و خارجي و پتانسيل هاي سازمان در آن چارچوب، بتوان به مزيت نسبي در تعامل با
پيرامون دست يافت. اين امر جبهه ي ملي كردستان را قادر مي سازد تا به روندها، رويدادها،
چالشها و فرصتهاي به وجود آمده، ازطريق چارچوبي از بينش و ماموريت ايجاد شده توسط فرايند
برنامه ريزي استراتژيك پاسخ دهد.
- توامان فرايندي نظري _عملي و در عين حال، كيفي است . جبهه ي ملي كردستان با
ع تريف،تبيين،نهادسازي،استقرار و تثبيت خود بر مبناي برنامه ريزي استراتژيك، داده هاي نرم مانند :
انديشه ها،رويكردها و ايده ها را در چارچوب جبهه ي ملي كردستان به صورت مداوم تركيب و با
ارايه ي يك بينش و هدف سازماني روشن، چگونگي عمل را نيز به مثابه روش،سطح بندي مي كند.
-مركز گرايي ضروري مبتني بر وحدت در عين كثرت بوده و در عين حال،فرايندي پويا و مستمر از
فعاليتهاي خود تحليلي است.
-با حركت مستمر خود در مسير دستيابي به هدف، به نتايجي فراتر از دسترسي به يك مجموعه
اهداف از پيش تعيين شده توسعه مي يابد.
- جبهه ي ملي ر كدستان در تلاش است با بهره گيري از برنامه ريزي استراتژيك روشي را كه هر
يك از احزاب كردستاني، پيش از اين مي انديشند و اجرا مي نمودند به مداري ارتقا دهد كه در
نهايت هدف "حق تعيين سرنوشت ملي" را براي ملت كرد محقق سازد.
-جبهه ي ملي كردستان با انديشه و عمل وحدت نگر خود در تلاش براي دستيابي به هدف، تمام
نواحي عملياتي را تحت تاثير قرار داده و به عنوان قسمتي از فلسفه و فرهنگ سازماني مبارزه درمي
آيد.
- فرايند انديشه و عمل جبهه ي ملي كردستان در چارچوب سازماني و مبتني بر برنامه ريزي
استراتژيك، فرايند ايجاد و توسعه رويه ها و عمليات ضروري براي دستيابي به آينده و تحقق
هدف"حق تعيين سرنوشت ملت كرد " است . جبهه ي ملي كردستان در مدل برنامه ريزي
استراتژيك ، كنشگر فعال بوده و ملزم به تصوير سازي و خلق آينده ي ملت كرد است.
-جبهه ي ملي كردستان، چارچوبي براي ساختاردهي مجدد برنامه ها، مديريت و همكاريها و نيز
براي ارزيابي پيشرفت سازمان در اين زمينه ها ارايه مي كند.
-جبهه ي ملي كردستان، نه تنها درك ملت كرد و احزاب كردستاني را به عنوان نمايندگان مردم
كردستان از استراتژي ها و اهداف بيشتر مي كند بلكه تفكر آينده گرا را برمبناي درك مشتر كي از
رسالت خود تحريك و ايجاد مي نمايد. همكاري بين اعضاي جبهه ي ملي كردستان، هنگامي كه با
مفروضات مشتركي نسبت به اهداف مشترك فعاليت كنند، بسيار اثربخش و كارا خواهد بود كه در
نهايت به صورت بهره وري در قالب
"حق تعيين سرنوشت ملت كرد" متبلور خواهد شد.
-جبهه ي ملي در نهايت به اقدام مشترك تمامي احزاب و گروه ها و يكايك افراد ملت منجر خواهد
شد.
- بينش مشتركي برمبناي ارزشها ايجاد خواهد كرد
-فرايندي همگاني و مشاركتي است كه تمامي گروه هاي جامعه ي كردستان احساس مالكيت
مشترك نسبت به آن دارند.
- مسووليت درقبال جامعه ي كردستان را به صورت تمام و كمال مي پذيرد.
- نسبت به محيط خارجي كردستان در خارج از مرزهاي خود حساس بوده و با اقدام يا
بازدارندگي بر آن تمركز و كنترل كامل خواهد داشت.
چرايي انتخاب برنامه ريزي استراتژيك براي جبهه ي ملي كردستان
مقايسه مدلهاي برنامه ريزي نشان مي دهند كه با وجود تفاوتهاي موجود در تعداد مراحل و گامهاي
مدلها، تمامي مدلها به صورت تقريبي، از ساختار مشابه و يكساني برخوردار هستند . چارچوبه ي
مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك در جبهه ي ملي كردستان به اين ترتيب خواهد بود كه با تعيين
رسالت سازماني آغاز، با انجام تجزيه و تحليلهاي خارجي و داخلي (براي شناسايي فرصتها و
تهديدهاي خارجي و قوتها و ضعفهاي داخلي ) اهدافي براي جبهه درنظر گرفته و براين اساس
استراتژي هايي انتخاب مي شوند؛ سپس استراتژي هاي انتخاب شده به صورت يك برنامه ي
استراتژيك شامل روش انجام كار، م اب نع و زمان تخصيص يافته، درمي آيند كه بايد توسط جبهه به
اجرا درآيند تا هداف و رسالت آن كه در نهايت
"حق تعيين سرنوشت ملت كرد " است محقق
شوند.
بنابراين، مي توان گفت برنامه ريزي استراتژيك جبهه ي ملي كردستان، شامل اين مراحل است:
تعيين رسالت و اهداف جبهه ي ملي كردستان؛
▪
تجزيه و تحليل خارجي و داخلي؛
▪
تدوين استراتژيهاي جبهه.
▪
اجراي برنامه ها
▪
ارزيابي برنامه
▪
جبهه ي ملي كردستان با استفاده از برنامه ريزي استراتژيك چه هدف يا اهدافي را دنبال مي كند؟
- شناخت جايگاه فعلي و موقعيت مطلوب آينده سازمان؛
- ايجاد قابليت برنامه ريزي در تمام مسير دستيابي به هدف از آغاز تا انجام به صورت پلكاني
-آگاهي از تغييرات خرد و كلان داخلي،منطقه اي و بين المللي
- بررسي و تجزيه و تحليل دقيق عناصر محيطي و لحاظ كردن آنها در برنامه هاي جبهه به منظور فرصتهاي آن بهره
برداري از فرصت ها و اجتناب ازتهديدهايش
- افزايش ظرفيت تطابق زماني و كنشگري بهنگام در برابر تغييرات سريع محيطي و همگامي با آنها
- تعيين مسير توسعه جبهه ي: جبهه ي ملي كردستان در هر زمان به فكر توسعه،غني سازي و پيشرفت خود از جنبه هاي
گوناگون براي دستيابي به هدف نهايي
"حق تعيين سرنوشت ملي " است .از اين رو، در طول زمان، به دنبال افزايش
فعاليتها و توليدات فكري و عملي و به تبع آن، اندازه ظرفيت واقعي خود است.
تعيين استراتژي هايي كه جبهه ي ملي را به اهداف مياني و در نهايت، آخرين هدف برسانند.
نتيجه گيري
●
ملت كرد، براي دستيابي به بديهي ترين حقوق مصرح تعريف شده براي ملت ها در قوانين حقوقي بين الملل، نيازمند
تشكيل جبهه ي ملي كردستان در چارچوب برنامه ريزي استراتژيك است.
برخي مفاهيم برنامه ريزي استراتژيك از نگاه جبهه ي ملي كردستان
استراتژي: ابزاري است براي دستيابي به اهداف بلند مدت ا سزمان.
مراحل مديريت استراتژيك:
- تدوين استراتژي
- اجراي استراتژي
- ارزيابي استراتژي
- اصلاح و بروز رساني استراتژي
تعريف نقاط قوت،نقاط ضعف، تهديدها و فرصت ها از نگاه
جبهه ي ملي كردستان
(
Strength) : نقاط قوت
نقطه قوت: نقطه قوت يك سازمان يك كاربرد موفق از يك شايستگي يا بهره برداري از يك عامل كليدي در جهت
توسعه رقابت پذيري سازمان است.
پرسش هاي پيش رو
مزيت هاي ملت كرد چيست؟ جبهه ي ملي كردستان چه چيزي را مي تواند به نحو احسن انجام دهد؟ جبهه ي ملي
كردستان بر روي چه موارد اصلي تمركز دارد؟ سهم ملت كرد از جامعه ي جهاني چيست؟ آيا جبهه ي ملي كردستان
ابزارهاي لازم براي وصول به هدف را داراست؟ آيا جبهه ي ملي كردستان مي تواند حركت جمعي ملت را به سوي
"حق تعيين سرنوشت "راهبري كند؟ به صورت موثري مديريت مي شود؟ آيا جبهه ي ملي كردستان از امكانات موجود
به بهترين شكل ممكن استفاده مي كند؟ آيا جبهه ي ملي كردستان به خوبي خود را با تغييرات وفق مي دهد؟آيا جبهه ي
ملي كردستان قدرت نوآوري دارد؟ آيا جبهه ي ملي كردستان در محيط رقابت بين المللي قدرت ايستادگي دارد؟آيا
جبهه ي ملي كردستان مي تواند نماينده ي واقعي خواست هاي ملت كرد اش بد؟
نقاط قوت را مي توان در قالب يكي از دسته هاي زير تقسيم بندي كرد: ظرفيت و توانايي ها
- مزاياي نسبي يا مطلق
- منابع، سرمايه ها(فيزيكي و غيرفيزيكي)
- تجربيات، دانش، داده ها
- ذخاير مالي و درآمدهاي احتمالي
- توانايي شناسانيدن و شناخته شدن
- جنبه هاي نوآوري
- مزيت هاي جغرافيايي
- اعتبارات و صلاحيت ها
- فرآيندها و سيستم ها
- فناوري اطلاعات و ارتباطات
- فرهنگي، رفتاري، نگرشي
- حمايت هاي داخلي و بين المللي
نقطه ضعف يك سازمان يك كاربرد ناموفق از يك شايستگي يا عدم بهره برداري از يك :(Weakness) نقاط ضعف
عامل كليدي است كه رقابت پذيري سازمان را كاهش مي دهد.
پرسش هاي پيش رو
چه چيز مي تواند بهبود داده شود؟ چه چيز بطور نامناسبي انجام مي شود؟ از چه چيزي مي توان اجتناب كرد؟
براي تهيه ليست نقاط ضعف مي توان از چك ليست زير استفاده كرد:
- كداميك از فعاليت هاي جبهه ي ملي كردستان كمترين بازدهي ملي را دارند؟كدام يك از استراتژي هاي پيش روي
جبهه ي ملي كردستان از سازمان توانايي پوشش نيازهاي ملت كرد را ندارند ؟كداميك از سيگنال هاي جبهه ي ملي
كردستان ضعيف هستند؟چرا جبهه ي ملي كردستان توانايي جذب برخي نيروهاي مستعد را ندارد؟ آ ا يسيستم انگيزشي
براي بالا بردن سطح عملكرد نيروهاي ملي وجود دارد؟ بيشترين هزينه هاي جبهه ي ملي كردستان كدام ها نيستند؟ آيا
جبهه ي ملي كردستان توانايي ايستادگي در برابر فشارهاي گروه سلطه و اهرم هاي غيرقابل پيش بيني را دارد؟ آيا جبهه
ي ملي كردستان توان كنش فعال را را در هنگام ضرورت دارد ؟
آيا توان ارائه ايده هاي جديد از سوي جبهه ي ملي كردستان وجود دارد؟ آيا ملت كرد به رهبران ارشد اعتقاد دارند يا
نخبگان جوان؟آيا قوانين و ضوابط كافي براي تعامل جبهه ي ملي كردستان و ملت در سطوح مختلف وجود دارند؟و
آيا اين قوانين مناسب هستند؟
نقاط ضعف مي تواند در قالب يكي از دسته هاي زير دسته بندي شود:
- كمبود ظرفيت و توانايي ها
- كمبود قدرت در اعمال انديشه ها
- شهرت، حضور در ميدان
- مباحث مالي
- آسيب پذيري دانشي
- مقياس و محدوديت زماني
- دوام و ايستادگي
- تاثير روي فعاليت هاي اصلي
- قابليت اطمينان داده ها
- قابليت پيش بيني برنامه ها
- روحيه، تعهد و رهبري
- اعتبار و مشروعيت
- فرآيندها و سيستم ها
يك فرصت يك حالت خارجي است كه مي تواند بصورت مثبت بر پارامترهاي :(
Opportunity ) فرصت ها
عملكردي جبهه ي ملي كردستان تاثير گذاشته و مزيتي را كه ايجاد كننده اقدامات مثبت در زمان مناسب است بهبود
بخشد.
پرسش هاي پيش رو
جبهه ي ملي كردستان در چه جايي با تغييرات مثبت روبرو است؟ چه روندهايي قابل پيگيري و مورد توجه
هستند؟مزيت جبهه ي ملي كردستان چيست؟ آيا موقعيت ممتاز جديدي وجود دارد كه جبهه ي ملي كر دستان بتواند
براي دستيابي به هدف از آن استفاده كند؟آيا فرصتي براي غني سازي جبهه ي ملي كردستان به وجود آمده است يا
ممكن است به وجود بيايد آيا فرصت تبديل شدن به يك بازيگر منطقه اي براي جبهه ي ملي كردستان وجود دارد؟ آيا
جبهه ي ملي كردستان پتانسيل هاي لازم را بي ورود به عرصه ي بين المللي را دارا است؟ آيا امكان استفاده از فناوري
اطلاعات وجود دارد؟ آيا كيفيت عمليات، ستانده ها و راهبري بدون متحمل شدن هزينه زياد امكان دارد؟ آيا سازمان
مي تواند جريان هاي فيزيكي
_مالي و اطلاعاتي را با برقراري ارتباط بهتر با مشتريان، بهبود ببخشد؟ آيا زمان مناسبي
براي تغيير و تحول وجود دارد؟ آيا خطوطي وجود دارند كه براي افزايش بازدهي عديل يابند يا تقليل داده شوند؟
فرصتها را مي توان در قالب يكي از دسته هاي زير دسته بندي كرد:
- توسعه ي جبهه ي ملي كردستان
- آسيب پذيري رقبا
- توسعه تكنولوژي
- اعتبار جهاني
- موقعيت هاي ممتاز جديد
-تبديل شدن به صداي واقعي ملت كرد
- معاهده هاي بين المللي
-ايجاد دفاتر نمايندگي در سراسر جهان
يك فرصت يك حالت خارجي است كه مي تواند بصورت منفي بر پارامترهاي عملكردي جبهه :(
Threats ) تهديدها
ي ملي كردستان تاثير گذاشته و مزيتي كه ايجاد كننده اقدامات مثبت در زمان مناسب است را كاهش دهد . از جمله
تهديدات مي توان به تهديد چند جانبه ي دشمنان در قالب قواي نظامي،تشديد فشارهاي داخي بر فعالان سياسي،
نيروهاي بازدارنده ي ديپلماتيك در عرصه ي بين المللي و امكان تهديد اقتصادي و تحريم هاي بين المللي اشاره كرد.
پرسش هاي پيش رو
آيا جبهه ي ملي كردستان آمادگي كافي براي ايستادگي در برابر تغييرات ناگهاني را دارد؟ وضعيت قوانين و مقررات
بين المللي در رابطه با بازيگر جديدي به نام جبهه ي ملي كردستان چگونه است؟ آيا پتانسيل هاي لازم براي مقاومت در
برابر تهديدهاي سخت و نرم وجود دارد؟ آيا رقباي بين المللي وجود دارند؟ آيا جبهه ي ملي كردستان داراي
گستردگي كمي مورد انتظار است؟ آيا جبهه ي ملي كردستان در حاشيه ي امن سياسي و نظامي قرار دارد؟ - آيا جبهه
ي ملي كرد ت سان مي تواند خود را با تغييرات ساختاري سازگار كند؟تهديدهاي پيش رو در شرايط فشار كدام ها هستند؟
تهديدها را مي توان در قالب يكي از دسته هاي زير دسته بندي كرد:
-اثرات منطقه اي
- اثرات بين المللي
- اهداف و مقاصد
-ايده هاي جديد
- معاهده هاي حياتي
- شركاي سياسي
- مواجهه با موانع و تهديدهاي برطرف نشده
هدف از به كارگيري استراتژي ها
- جبهه ي ملي كردستان تلاش مي كند از فرصت ها بهره برداري نموده و با بهره گيري از نقاط قوت، فرصت ها را به
حداكثر برساند.
-جبهه ي ملي كرستان با بهره برداري از فرصت هاي موجود در محيط داخل تلاش مي كند نقاط ضعف داخلي را بهبود
ببخشد.
جبهه ي ملي كردستان تلاش مي كند با استفاده از نقاط قوت خود اثرات ناشي از تهديدات موجود را كاهش داده يا
آنها را از بين ببرند.
-جبهه ي ملي كردستان تلاش مي كند نقاط ضعف داخلي را كاسته و تهديدات ناشي از محيط خارجي را به طور كامل
دفع نمايد.
-جبهه ي ملي كردستان هچنين تلاش مي كند نقاط ضعف را تحت كنترل گرفته تا آنها را تبديل به نقاط قوت كند،
نقاط قوت خود را با فرصت هاي بيروني همسو و تهديد ها را در هر حالت تبديل به فرصت ها نمايد
برنامه ريزي استراتژيك و برنامه عملياتي جبهه ي ملي كردستان
برنامه ريزي
همانطور كه پيشتر، به صورت خلاصه گفته شد برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته
براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه ريزي انديشيدن راجع به آينده يا كنترل
آن نيست بلكه پروسه اي است كه مي تواند در انجام اين امور مورد استفاده قرار گيرد . برنامه ريزي، تصميم گيري در
شكل معمول آن نيست بلكه از طريق فرايند برنامه ريزي، مجموعه اي از تصميمات هماهنگ اتخاذ مي شود. برنامه ريزي
مي تواند براي زمان حال يا آينده انجام شود.
بر طبق اين تعريف، تصميم گيري هاي مقطعي و ناپيوسته و اتخاذ سياستها براي پيشبرد سازمان در زمان حال يا آينده
برنامه ريزي نيستند. برنامه ريزي متكي بر انتخاب و مرتبط ساختن حقايق است . حقايق مفاهيم واقعي، قابل آزمون و
اندازه گيري هستند. ديدگاهها، عقايد، احساسات و ارزشها به عنوان حقايقي تلقي مي شوند كه فرايند برنامه ريزي بر
اساس آنها سازمان داده مي شود. همانطور كه اشاره شد برنامه ريزي صرفاً يك فرايند تصميم گيري نيست بلكه فرايندي
شامل روشن ساختن و تعريف حقايق و تشخيص تفاوت بين آنهاست يا به عبارتي گونه اي فرايند ارزيابي است كه در
پايان آن، در انتخاب حقايق ارزيابي شده تصميم گيري مي شود.
برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه ريزي است اما برنامه ريزي
يك فرايند پيوسته است كه بيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي يابد. برنامه ها تهيه
و اجرا مي شوند.
ويژگي هاي برنامه ريزي
برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:
-تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه
- جمع آوري اطلاعات
- مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد
- تعريف اهداف
- تأمين مقدمات
- پيش بيني شرايط آينده
- ساخت زنجيره هاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي
- رتبه بندي و انتخاب گزينه ها
- تعريف سياستها
- تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه
انواع برنامه ريزي
برنامه ريزي از جنبه ماهيت به برنامه ريزي فيزيكي، بر ا نمه ريزي سازماني، برنامه ريزي فرايند، برنامه ريزي مالي، برنامه
ريزي وظيفه اي و برنامه ريزي عمومي دسته بندي مي شود كه در اينجا منظور از برنامه ريزي، برنامه ريزي از نوع عمومي
است. برنامه ريزي عمومي معمولاً تمام ديگر انواع برنامه ريزي را در خود دارد . برنامه ر يزي را از جنبه افق زماني
مي توان در قالب برنامه ريزي كوتاه مدت (برنامه ريزي عملياتي و تاكتيكي )، برنامه ريزي ميان مدت و برنامه ريزي
بلندمدت دسته بندي نمود.
برنامه ريزي استراتژيك
« آرمانها و اهداف طرحها و اقدامات منابع مورد نياز » بيشتر برنامه ريزيها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل
مي باشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع
مورد نياز براي انجام برآورد مي گردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . .
عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه مي گردند. برنامه ريزي در
شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست مي گردد. اين شرايط موجب
رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار
جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينه ساز ابداع برنامه ريزي استراتژيك شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در
آن آرمانها و اهداف تعيين مي شوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. ب ت سه به نوع، تنوع و
ماهيت تغييرات موجود در محيط مي توان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ريزي استراتژيك را بكار برد.
تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه مي شود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه
ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت
و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان مي دهد. استراتژي مي تواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده
زماني متفاوت تعريف شود.
برنامه ريزي استراتژيك گونه اي از برنامه ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست . از آنجايي كه
استراتژي مي تواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ريزي استراتژيك مي تواند برنامه ريزي بلندمدت يا كوتاه مدت
باشد اما متفاوت از آنهاست.
« استراتگوس » از كلمه يوناني « استراتژي » معني هر آنچه را به استراتژي مربوط باشد در بردارد. واژه « استراتژيك » واژه
گرفته شده است كه به معناي رهبري است. برنامه ريزي استراتژيك كوششي است ساخت يافته براي اتخاذ تصميم هاي
اساسي و انجام اعمالي كه ماهيت سازمان، نوع فعاليت ها و دليل انجام آن فعاليتها توسط سازمان را شكل داده و مسير
مي بخشد. همانطور كه استراتژي نظامي پيروزي در جنگ است، برنامه ريزي استراتژيك نيز طرق انجام مأموريتهاي
سازمان را دنبال مي كند.
مزاياي برنامه ريزي استراتژيك
برنامه ريزي استراتژيك داراي مزاياي زيادي است كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:
• قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر مي دهد.
• به علاقمند شدن مديران به سازمان كمك مي كند.
• تغييرات را مشخص كرده و شرايط عكس العمل در برابر تغييرات را فراهم مي كند.
• هر نيازي را كه براي تعريف مجدد سازمان ضروري است تعيين مي كند.
• براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بستر مناسب ايجاد مي كند.
• به مديران كمك مي كند كه درك روشن تري از سازمان داشته باشند.
• شناخت فرصتهاي آينده را آسان تر مي سازد.
• ديد هدفمندي از مسائل مديريت به دست مي دهد.
• قالبي براي بازنگري اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ارائه مي كند.
• به مديران كمك مي كند در راستاي اهداف تعيين شده تصميمات اساسي اتخاذ كنند.
• به نحو مؤثرتري زمان و منابع را به فرصت هاي تعيين شده تخصيص مي دهد.
• هماهنگي در اجراي تاكتيكهايي كه برنامه را به سرانجام مي رسانند به وجود مي آورد.
• زمان و منابعي را كه بايد فداي تصحيح تصميمات نادرست و بدون ديد بلندمدت گردند، به حداقل مي رساند.
• قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود مي آورد.
• ترتيب دهي اولويتها را در قالب زماني برنامه فراهم مي آورد.
• مزيتي براي سازمان در مقابل رقيبان به دست مي دهد.
• مبنايي براي تعيين مسووليت افراد ارائه داده و به موجب آن افزايش انگيزش را باعث مي شود.
• تفكر آينده نگر را تشويق مي كند.
• براي داشتن يك روش هماهنگ در برخورد با مسائل و فرصتها، انگيزش ايجاد مي كند.
ويژگي هاي برنامه ريزي استراتژيك
فرايند برنامه ريزي استراتژيك اساساً فرايندي هماهنگ كننده بين منابع داخلي سازمان و فرصتهاي خارجي آن است .
و تعيين ر فصتهايي است كه سازمان از آنها سود مي برد يا به آنها « پنجره استراتژيك » هدف اين فرايند نگريستن از درون
پاسخ مي دهد. بنابراين فرايند برنامه ريزي استراتژيك، يك فرايند مديريتي شامل هماهنگي قابليتهاي سازمان با فرصتهاي
موجود است. اين فرصتها در طول زمان تعيين شده و براي سرمايه گذاري يا عدم سرمايه گذاري منابع ساز مان روي آنها،
مورد بررسي قرار مي گيرند . حوزه اي كه در آن تصميمات استراتژيك اتخاذ مي شوند شامل : محيط عملياتي
سازمان،مأموريت سازمان و اهداف جامع سازمان است. برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه اين عناصر را با
يكديگر در نظر گرفته و گزينش گزينه هاي استراتژيك سازگار با اين سه عنصر را آسان مي سازد و سپس اين گزينه ها را
بكار گرفته و ارزيابي مي كند.
بايد توجه داشت كه هر فرايند برنامه ريزي استراتژيك زماني باارزش است كه به تصميم گيرندگان اصلي كمك كند كه
به صورت استراتژيك فكر كرده و عمل كنند. برنامه ريزي استراتژيك ه بخودي خود هدف نيست بلكه تنها مجموعه اي
از مفاهيم است كه براي كمك به مديران در تصميم گيري استفاده مي شود . مي توان گفت كه اگر استراتژيك فكر
كردن و عمل كردن در فرايند برنامه ريزي استراتژيك به صورت عادت درآيد، آنگاه فرايند مي تواند كنار گذاشته شود.
برنامه ريزي استراتژيك در جبهه ي ملي كرستان
اين مدل شامل يك فرايند پيوسته (مطابق با تعريف برنامه ريزي) و تكرارپذير است كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز
شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي يابد. اين فرايند در قالب ده مرحله شرح داده مي شود. از خصوصيات اين فرايند
آن است كه نتايج حاصل از هر مرحله مي تواند در بازنگري يا تكميل مراحل پيش از آن مورد استفاده قرار گيرند.
مراحل فرايند برنامه ريزي استراتژيك در جبهه ي ملي كردستان و براساس مدل برايسون به اين شرح است:
1. توافق اوليه: در اين مرحله ضرورت برنامه ريزي استراتژيك براي جبهه ي ملي كردستان بررسي شده و آشنايي با
اين نوع برنامه ريزي حاصل مي شود. احزاب، سازمانها، واحدها، گروهها يا افرادي كه بايد در برنامه ريزي درگير شوند
مشخص و توجيه مي شوند. مراحلي كه در برنامه ريزي بايد انجام شوند شرح داده مي شوند . روش انجام برنامه ريزي،
زمانبندي انجام، آيين نامه هاي مورد نياز براي جلسات و نحوة گزارش دهي مشخص مي شوند. منابع و امكانات لازم تعيين
مي گردند.
است كه سازمان با آنها روبروست . در اين مرحله « بايد هايي » 2. تعيين وظايف: وظايف رسمي و غيررسمي سازمان
هدف اين است كه سازمان و افراد آن وظايفي را كه به آنها محول شده است شناسايي كنند. شايد اين هدف به ظاهر
خيلي روشن باشد ولي اين واقعيت در بيشتر سازمانها وجود دارد كه بيشتر افراد اختيارات و وظايف سازماني را كه در
آن مشغول بكارند نمي دانند و اساسنامه آن را حتي براي يكبار مطالعه نكرده اند. از طرف ديگر وظايف محول شده به
سازمان عموماً كلي بوده و تمام فضايي را كه سازمان مي تواند در آن فعاليت كند تعريف نمي كند. بنابراين ضروري است
كه با مطالعه وظايف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظايف آشنا شد (كه از اين طريق بعضي از اختيارات و
ذينفعان سازمان نيز شناسايي مي شوند)، ثانياً مواردي را كه در حيطه اختيارات سازمان قرار مي گيرند اما تا به حال كشف
نشده اند، شناخت.
3. تحليل ذينفعان: ذينفع فرد، گروه،حزب يا سازماني است كه مي تواند بر نگرش، منابع يا خروجي هاي جبهه ي ملي
كردستان تأثير گذارد و يا از خروجي هاي آن تأثير بپذيرد. تحليل ذينفعان پيش درآمد ارزشمندي براي تنظيم بيانيه
مأموريت سازمان است. تحليل ذينفعان بسيار ضروري است، چرا كه رمز موفقيت در اين بخش تامين ذينفعان كليدي
جبهه ي ملي كردستان است. اگر جبهه ي ملي نداند كه ذينفعانش چه كساني هستند، چه معيارهايي براي قضاوت درباره
آن به كار مي برند، و وضعيت عملكردي جبهه در قبال اين معيارها چيست، به احتمال زياد نخواهد توانست فعاليت هايي
را كه بايد براي تامين خواست هاي ذينفعان خود انجام دهد، شناسايي كند.جبهه ي ملي كردستان
4. تنظيم بيانيه مأموريت جبهه ي ملي كردستان: مأموريت جبهه ي ملي كردستان، جملات و عباراتي است كه هدف
نهايي جبهه، فلسفه وجودي، ارزشهاي حاكم بر آن و نحوة پاسخگويي به نياز ذينفعان را مشخص مي كند. علاوه بر اين
موارد، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحث ها و فعاليتهاي سازنده و مؤثر را هموار مي كند . توافق بر
مأموريت جبهه ي ملي كردستان ، تمام فعاليتهاي آن را همسو ساخته و انگيزش و توجه ذينفعان جبهه ي ملي كردستان را
افزايش مي دهد.
5. شناخت محيط جبهه ي ملي كردستان: اساس استراتژيك عمل كردن شناخت شرايط است. براي اينكه جبهه ي ملي
كردستان در رسيدن به مأموريت خود موفق گردد بايد شرايط حاكم بر خود را به خوبي شناسايي نمايد. در اين مرحله،
محيط خارجي جبهه ي ملي كردستان در قالب شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت
و ضعف آنها براي جبهه ي تعيين مي گردند. در راستاي شناخت محيط سازمان، در اين مرحله محيط داخلي نيز در قالب
ورودي ها، خروجي ها، فرايند و عملكرد جبهه ي مورد مطالعه قرار مي گيرند.
6. تعيين موضوعات استراتژيك پيش روي جبهه ي ملي كردستان: اين مرحله قلب فرايند برنامه ريزي استراتژيك
است. موضوعات استراتژيك تصميمات سياسي و اساسي هستند كه بر اخ يا ترات، مأموريت، ارزشها، هزينه ها، تأمين منابع
مالي، جبهه يا رهبري تأثير مي گذارد. هدف اين مرحله تعيين انتخاب هايي است كه جبهه ي ملي كردستان با آنها مواجه
است.
7. تعيين استراتژيها: به منظور پرداختن به هر يك از موضوعات استراتژيك پيش روي جبهه ي ملي كردستان بايد
اقداماتي صورت گيرد كه در قالب برنامه ها، اهداف، طرحها و . . . بيان مي شوند. اين اقدامات استراتژي ناميده مي شوند .
در واقع استراتژي عبارتست از قالبي از اهداف، سياستها، برنامه ها، فعاليتها، تصميمات يا تخصيص هاي منابع كه مشخص
مي كنند سازمان چيست، چه كاري انجام مي دهد و چرا آن را انجام مي دهد . استراتژي ها مي توانند تحت سطوح
سازماني، وظايف و محدودة زماني متفاوتي تعريف شوند.
8. شرح طرحها و اقدامات: اين مرحله مي تواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعيين استراتژيها، انجام شود اما از آنجايي
كه كار برنامه ريزي استراتژيك با تعيين استراتژيها به پايان مي رسد و اجراي آن در قالب تعريف طرحها و اقدامات و
مديريت استراتژيك برنامه تهيه شده انجام مي شود اين تفكيك صورت گرفته است. به عبارت ديگر از اين مرحله به بعد
از مدل مربوط به اجراي برنامه و مديريت استراتژيك مي گردد. در اين مرحله به منظور اجراي هر يك از استراتژيهاي
انتخاب شده تعدادي طرح و اقدام تعريف مي گردد.
9. تنظيم دورنماي سازماني براي آينده: در اين مرحله، توصيفي از شرايط آينده جبهه ي ملي كردستان در صورت
بكارگيري استراتژي هاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، ارائه مي شود. اين توصيف دورنماي موفقيت
جبهه ي ملي كردستان ناميده مي شود كه در آن شرحي از مأموريت، استراتژي هاي اساسي، معيارهاي عملكرد، بعضي از
قواعد تصميم گيري مهم و استانداردهاي اخلاقي مورد نظر ارائه مي شود . در صورت تنظيم چنين دورنمايي، اعضاي
جبهه ي ملي كردستان خواهند دانست كه چه انتظاري از آنها مي رود، پويايي و همسويي انگيزه و نيرو در رسيدن به
اهداف جبهه ي ملي كردستان به وجود آمده و نياز به نظارت مستقيم كاهش مي يابد.
10 . برنامه عملياتي: در اين مرحله با استفاده از اطلاعات تدوين شده در مرحله هشتم و بر اساس
اولويت هاي تعيين شده توسط تصميم گيران، يك برنامه عملياتي تهيه شده و بر اساس آن مديريت و كنترل طرحها و
اقدامات انجام مي شود.
تدوين برنامة عملياتي
بعد از انتخاب استراتژي اصلي سازمان، استراتژي مزبور به يك طرح عملياتي ترجمه مي شود (شامل
اهداف ك مي، طرح، تخصيص منابع، و ....)
ضمناً خ ط مشي، روش ها و مقررات (برنامه هاي جاري) نيز تدوين مي شود و سازمان دهي و مسائل
انگيزشي كليه ي نيروها و اتخاذ سبك رهبري مناسب نيز در نظر گرفته مي شود.
برنامه ريزي عملياتي يا اجرايي
تعري ف
پيش بيني و تع ي ين مراحل و توالي ف عال يت هاي لازم براي تأمين اهداف استراتژيك از طريق وسايل
(تاكتيك ها)، به تفكيك زمان، هزينه، نيروي انساني لازم، برنامه ريزي عملياتي ناميده مي شود
انوا ع
مربوط به اهداف تكراري و روزمره
:( Standing) 1) جاري
مربوط به اهداف استثنايي،
:( Interventional Single-Use or ) 2) يك بار مصرف يا مداخله اي
غيرتكراري، مانند طرح ها
(
مراحل برنامه ريزي عملياتي
تجزيه و تحلي ل وضعي ت موجو د منطق ه
تعيين اهداف برنامه
تعيين طرق نيل (استراتژي ها) به اهداف برنامه
تعيين فعاليت هاي لازم براي هر استراتژي
بيان شرح تفصيلي هر فعاليت
تعيين شيوه پايش و ارزشيابي برنامه
تجزيه و تحليل وضعيت موجود منطقه
تعيين داده ها و اطلاعات مورد لزوم
جمع آوري داده هاي مورد لازم
نظام ثبت و گزارش جاري
(
Survey) بررسي هاي مقطعي
تجزيه و تحليل داده ها به منظور به دست آوردن اطلاعات لازم (شاخص ها)
مقايسة اطلاعات فوق با اطلاعات يك سطح بالا ر ت به منظور
تعيين مشكلات منطقه
الويت بندي مشكلات
تعيين اهداف برنامه
اهداف كل ي
باتوجه به مشكلات اولو يت دار منطقه و مأموريت سازمان، به صورت كلي، غير ك مي و جهت دار بيان
مي شود
اهداف اختصاص ي
اجزاي تشكيل دهنده هدف كلي را به صورت مشخص و قابل سنجش مي سازد . بدين وسيله برنامه
قابل ارزشيابي مي گردد
اهميت اهداف برنامه
1) مسير و جه ت حرك ت واح د يا سازما ن را مشخص م ي كن د
2) موج ب تمركز تلا ش ها و هماهنگ ي ف عاليت ها م ي گرد د
3) تصميمات را رهنمو ن م ي شو د
4) سب ب ايجا د انگيز ه برا ي اجرا ي عمليات(برنامه)، م ي شو د
5) ارزشياب ي برنامه را ممك ن م ي ساز د
اهميت اهداف برنامه
1) مسير و جه ت حرك ت واح د يا سازما ن را مشخص م ي كن د
2) موج ب تمركز تلا ش ها و هماهنگ ي ف عاليت ها م ي گرد د
3) تصميمات را رهنمو ن م ي شو د
4) سب ب ايجاد انگيز ه برا ي اجرا ي عمليات(برنامه)، م ي شو د
5) ارزشياب ي برنامه را ممك ن م ي ساز د
نكاتي كه بايد در تعيين اهداف رعايت شوند
درنظر داشتن عوامل مؤثر بر بروز مشكلات منطقه ×
توجه به شرايط محيطي، منابع داخلي و آينده ×
توجه به واقع يات (تعيي ن اهداف دس ت يافتن ي ) ×
ك مي كردن اهداف (شام ل فع ل كم ي،استاندار د و ضابطه ) ×
منظور كردن قيد زماني ×
تعيين اهداف با مشاركت كليه ي نيروها ×
درنظر داشتن مقصد و چشم انداز نهايي ×
اولو يت بندي اهداف ×
توجه به اين نكته كه اهداف نتايج يكديگر را خنثي نكنند ×
ويژگي هاي اهداف اختصاصي
((
Measurable قابل اندازه گيري باشند .I
((
Attainable دست يافتني باشند .II
((
Relevant مرتبط با هدف كلي باشند .III
داراي زمان مشخص باشند .
IV
تعيين استراتژي ها
استراتژي يعني تعيين
طري ق يا رو ش رسيد ن به اهدا ف
براي تعيين استراتژي ها مي توان از عوامل مؤثر بر ايجاد اهداف اختصاصي استفاده نمود
(با
استفاد ه از شبكه عليت )
استراتژي هاي انتخابي نيز همانند اهداف، جهت انتخاب، مي بايستي اولو يت بندي شوند
استراتژ ي ها برخلاف اهداف حال ت كم ي ندارن د
×
تعيين فعاليت ها
هدف از برنامه ريزي تبديل اهداف به ف عال يت ها است ×
انواع فعاليت
1. فعاليت هاي جاري: به ف عال يت هاي جاري و تكراري سازمان اطلاق مي شود كه براساس
سياست ها، دستورالعمل ها، مقررات و آئين نامه ها صورت مي گيرد فعاليت هاي مداخله اي: براساس
مشكلات خا ص منطقه و اهداف غير تكراري، انجام مي گيرد
برنامه عمليات ي م ي بايست ي شام ل هر دو نو ع فعاليت باش د
فعاليت هاي جاري در بخش جدول تفصيلي به ف عال يت هاي مداخله اي اضافه مي شوند
فعاليت ها را نيز م ي توا ن، عوام ل مؤثر بر استراتژ ي ها، درنظر گرف ت
فعاليت ها نيز مي بايستي اولويت بندي شوند ×
جدول زمان بندي
مهمترين و متداول ترين جدول زمان بندي مورد استفاده جدول گانت مي باشد كه قدمت آن ×
به يك قرن مي رسد
جدول گانت يك ابزار سودمند مديريتي ر باي برنامه ريزي و كنترل (پايش فعاليت ها) مي باشد ×
كه ترتيب زماني ف عال يت هاي پيش بيني (برنامه ريزي) شده و فعاّل يت هاي انجام گرفته را نشان مي دهد
جدول گانت يك نمودار ستوني است كه زمان در محور افقي و فعاليت ها در محور عمودي ×
آن قرار گرفته اند
ستون هاي نمودار نشان دهندة نتيجة كار در يك م دت معين است ×
براي تهية نمودار گانت ابتدا كلية ف عال يت هاي هر استراتژي ليست شده، سپس موعد و م دت ×
زمان هر فعاليت پيش بيني مي شود و براساس تق دم زماني، جدول گانت رسم مي گردد
درحين اجراي برنامه، فعاليت هايي كه عملاً انجام گرفته اند نيز در جدول ، براي مقايسه ×
(پايش) و انجام اقدامات اصلاحي، مشخص مي شوند
ارزشيابي و كنترل
تعري ف
Vision انطباق نتايج با اهداف برنامه و اقدامات اصلاحي درصورت لزوم در اجزا برنامه (از
( Action تا
از نظر:
( Structure) ساختار
(
System) سيستم
(
Behavior) رفتار
بدون تعيين استراتژي نبايد در ساختار، سيستم و رفتار تغيير ايجاد نمود
پايش و ارزشيابي برنامه
(
Evaluation) ارزشيابي ×
سنجش ميزان تحقق اهداف (اختصاصي)
(
Monitoring) پايش ×
انطباق ف عال يت هاي درحال اجرا با استانداردهاي برنامه
پايش داراي دو جنبه است
1. پايش كمي: بهترين ابزار آن جدول گانت است
2. پايش كيف ي: مقوله بسيار مهمي است كه در شراط پس از تبيت و نهادينه شدن جبهه ي ملي
كردستان بدان پرداخته خواهد شد